الشيخ أبو الفتوح الرازي

45

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

در صحّت نبوّت او . مغيرة بن شعبه گفت مىگويند : قيامت و قيامت ، و قيامت هر كس آن وقت است كه بميرد . أبو قيس گفت : به جنازه‌اى حاضر بودم كه علقمه آن جا بود . چون مرده را دفن كردند ، علقمه گفت : أمّا هذا فقد قامت قيامته ، امّا اين را قيامت برخاست . * ( وَلا أُقْسِمُ بِالنَّفْسِ اللَّوَّامَةِ ) * ، گفت : قسم نكنم به نفس ملامت كننده . سعيد جبير گفت و عكرمه : معنى آن است كه ملامت كننده باشد بر خير و شرّ ، و صبر [ 18 - ر ] نكند بر سرّاء و ضرّاء . مجاهد گفت : پشيمان باشد ( 1 ) بر آنچه ( 2 ) فايت شود و بر آن ملامت كند ، بخلاف آن كه شاعر گفت ( 3 ) : لا أشرئب الى ما لم يفت طمعا اقلَّب كفّي اثره متندّما ( 4 ) و چنان كه قاضى ابو الحسن علىّ بن عبد العزيز الجرجانىّ گويد ( 5 ) : و انّي اذا ما فاتنى الأمر لم ازل و لا أبيت ( 6 ) على ما فات خسرانا و لكنّه ( 7 ) ان جاء عفوا قبلته و ان مال لم اتبعه هلَّا وليتما قتاده گفت : « لوّامه » فاجره باشد . ابن عبّاس گفت : مذمومه باشد . فرّاء گفت : هيچ نفسى نباشد كه او خود را ملامت نكند ، اگر برّ باشد و اگر فاجر . اگر مطيع باشد گويد : چرا بيشتر نكردم ، و اگر عاصى بود گويد : چرا كردم ؟ حسن گفت : مؤمن مادام خود را ملامت مىكند ، و كافر مبالات نكند به آنچه كند . مؤمن گويد : چرا كردم ؟ چرا گفتم ؟ نبايست گفتن ! مقاتل گفت : اين نفس كافره باشد كه روز قيامت خود را ملامت كند در 6 p

--> ( 1 ) . آج : بود . ( 2 ) . آج : آن كه . ( 5 - 3 ) . آج شعر . ( 4 ) . آج : حزانا . ( 6 ) . آج : أبت . ( 7 ) . آج : و لكنّ .